مسيح ذبيحى

182

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

منزل بيستم از چشمه به كرند شش ساعت و چهل دقيقه به ظهر مانده حركت كرديم و از سمت جنوب شرقى از كوهستان پست روانه شديم تا آنكه به سرچشمهء رودخانهء كوريا رسيديم . درّهء اين رودخانه يك ربع فرسنگ عرض دارد و اطراف آن همه زراعت مىشود . اراضى آنجا از دوهزار و پانصد ذرع به سه هزار ذرع ارتفاع مىرسد . در اين محل ارتفاع كه به رودخانهء كوريا رسيديم . يك رودخانهء / 240 / ديگر از سمت چمن الى ميران كه از رشته كوه شهمرزاد جارى است داخل رودخانهء كوريا گرديد و قدرى كه پايين‌تر رفت رودخانه‌اى كه از درّه چاش جارى است مزيد بر آن شد . از صحراى مرتفع الى ميران واقعه در سمت راست كه گذشتيم بعد از سه ساعت راه به دامنهء كوه نيزوه « 1 » در محلى كه سرچشمهء رودخانهء تلار « 2 » و كوريا در رودخانه كه به سمت صحراى دامغان مىرود رسيديم . بالا رفتن از كوه نيزوه دشوارى نداشت . دو ساعت و نيم به ظهر مانده به صحرايى رسيديم كه سه هزار و يكصد ذرع ارتفاع داشت و از آنجا قلّهء كوه دماوند نمايان بود . اين صحرا يك فرسنگ مربع مىشود و به سمت شرقى مىرود و موسوم است به صحراى خنك . ايل سنگ سر در اين صحرا منزل مىكند . آب فراوان و چمن خوب دارد . در نقشه‌هاى قديم نوشته‌اند كه چمن خنك پنجاه فرسنگ مرتع مىشود ، لكن به طور تحقيق بيشتر از سه يا چهار فرسنگ نخواهد بود . از سمت جنوب منتهى مىشود به كوه شهمرزاد و از سمت شمال اتصال مىيابد به صحراى پست كه به طرف آهوان مىرود . از خنك به سر راه فولاد محلّه رسيديم و از آنجا از دو درّهء پست كه رودخانهء نيزوه از وسط آن عبور نموده به سمت دامغان مىرود گذشتيم و به چمن كرند رسيديم . در آنجا بره و شير و تخم مرغ و جوجه فراوان بود ، امّا جو به دست نمىآمد . شبانها علف جمع مىكردند و در شرف حركت بودند كه به قشلاق مازندران بروند . منزل بيست و يكم از كرند به فولاد محلّه در اين روز هوا مه داشت . باد شمال نيز مىآمد و قدرى سرد بود . / 241 / اگر چه فصل

--> ( 1 ) . ( نيزوا ) . ( 2 ) . ( تالار ) .